قره کلیسا
این کلیسا در دوره های مختلفی، به دلایل مختلف ویران و مجددا بازسازی شده است. در سال 1230 میلادی (616 هجری) هنگام حمله چنگیز، قسمت بزرگی از این کلیسا ویران شد، ولی هنگام اقامت هلاکوخان مغول در آذربایجان، خواجه نصیرالدین طوسی به مرمت آن همت گماشت. این کلیسا یک بار نیز در زلزله ای که در سال 1319 میلادی اتفاق افتاد، ویران شد و بنا بر روایت آندرانیک هویان، سندی درباره تعمیر آن به وسیله زکریای قدیس در سال 1329 در دست است. این کلیسا در سال 1691 میلادی با سنگهای سیاه، در سال 1810 به وسیله اسقف ماکو، بنام سیمون بزنونی با نصب سنگ های سفید و در زمان قاجار به وسیله عباس میرزا تعمیر شد. قره کلیسا دارای ویژگی خاص معماری ارمنی بوده و از نظر حجم و تکنیک یکی از با ارزش ترین آثار تاریخی کشور محسوب می شود. این بنا از اشتهار جهانی برخوردار بوده و بسیاری از ارامنه داخل و خارج کشور برای انجام مراسم مذهبی به این کلیسا می آیند.
تادئوس یا طاطائوس (طاطاوس) یکی از حواریون مسیح است که در سال چهل میلادی به ارمنستان آمد و به تبلیغ مسیحیت پرداخت. گروه زیادی به آیین مسیح روی آوردند که از آن جمله ساناتروک پادشاه ارمنستان و دخترش ساندخت بود. ولی سلطان کمی بعد پشیمان شد و به مخالفت با آیین جدید پرداخت و دستور داد تا تادئوس، ساندخت (دخترش) و گروهی دیگر که به مسیحیت گرویده بودند (حدود 3500 نفر) را به قتل برسانند.
در سال 302 میلادی، زمان پادشاهی تیرداد از پادشاهان ارمنستان، مسیحیت در این کشور دین رسمی و همگانی شد. مسیحیان ارمنی که خاطره شهادت تادئوس و ساندخت را نسل به نسل حفظ کرده بودند در محل فرار آنان کلیساهایی بنا کردند که قره کلیسا یکی از آنهاست. بنا بر عقیده ارامنه کلیسای طاطائوس اولین کلیسایی است که به دستور مبشرین و حواریون مسیح در دنیا ساخته شده است و چون از نظر مذهبی، شهادت را بزرگترین سعادت برای بشر می دانند، هر سال در روزهای آخر تیرماه و هفته اول مرداد ماه که مصادف با قتل تادی مقدس و پیروان مسیحی او است در قره کلیسا مراسم خاصی بر پا میدارند.
به هر روی این کلیسا امروزه به مناسبت جشنی سالانه، تابستان ها میعادگاه ارمنیان ایران و حتی کشورهای همسایه است. در هفته اول مرداد ماه، ارمنیان از شهرهای تبریز، ارومیه، تهران، اصفهان، قزوین و... به صورت گروهی و خانوادگی به قره کلیسا می آیند. افزون بر ارمنیان، خانواده هایی از آشوریان و به ندرت خانواده های کاتولیک هم در این جشن شرکت می کنند.
یکی از آداب پسندیده در طول زیارت سه روزه، آیین های غسل تعمید کودکان و نوجوانان ارمنی در این کلیسا است. زیرا عده ای براین عقیده اند که تعمید کودکانشان در نخستین کلیسای حضرت مسیح و محل شهادت حواری آن حضرت، همراه با خیر و برکت است. گروهی نیز فرزندانشان را با نذر و نیت در آنجا غسل تعمید می دهند و به همین خاطر سن غسل تعمید گیرندگان گاه به ۱۵ و ۲۰ سال هم می رسد.
روزهای توقف خانواده ها در قره کلیسا متفاوت است. رسم این است که سه روز (از اول تا سوم مرداد) باید در آنجا بمانند ولی کسانی که از راه دور می آیند، گاهی بیش از سه روز می مانند. خانواده هایی هم که از شهرهای نزدیک می آیند ممکن است فقط روز دوم آنجا باشند، سپس مراجعت کنند.
در اطراف کلیسا، به رغم فراوانی جمعیت در روزهای جشن، ساختمان و بنایی برای بیتوته زائران نیست. خانه های روستایی قره کلیسا (در سیصد متری کلیسا، که 10 تا 12 خانه است) متعلق به کشاورزان مسلمان روستاست و مورد استفاده مسافران قرار نمی گیرند.
از طرف خلیفه گری ارامنه، در روزهای جشن چادرهایی در اطراف کلیسا نصب شده که در اختیار مسافران قرار داده می شود. علاوه بر آن؛ گروه زیادی از مسافران با خود چادرهای مسافرتی حمل می کنند تا با مشکل اقامت رو به رو نشوند.
جشن قره کلیسا برای ارمنیان، مجموعه ای از انگیزه های اعتقادی، قومی، سنتی، خانوادگی، عاطفی، تفریحی و همچنین مسافرت و استفاده از آب و هوای ییلاقی و دیدار دوستان و آشنایان است.
تهیه غذا و پرداختن به خوردن و آشامیدن، سرگرمی عمومی خانواده ها را در این سه روز تشکیل می دهد. در بیشتر ساعت های روز و شب سفره و بساط غذا در چادرها یا آستانه چادرها گسترده است و این سفره ها مرکز گرد آمدن خانواده ها و آشنایان است. تجدید دیدار با دوستان و آشنایان نیز یکی از ویژگی های این جشن سه روزه است. چنان که برخی از ارامنه تنها در موقعی که به قره کلیسا می آیند یکدیگر را ملاقات می کنند. در این سه روز آیین دعای کلیسا در روزهای اول و دوم مرداد صبح و عصر برگزار می شود، ولی در روز سوم، تنها یک بار و با آیین ویژه عید به وسیله اسقف اعظم که از تهران می آید و اسقف تبریز اجرا می شود. شرکت در آیین های کلیسا در روزهای جشن اجباری نیست و دیده شده است که برخی افراد هیچ گاه در این مراسم شرکت نمی کنند.
در دو کیلومتری شمال غرب کلیسا، بر بلندایی، نمازخانه ای وجود دارد که طبق گفته ها محل شهادت ساندوخت، اولین شهیده مسیحی است که قدمت آن هم به کهنی قره کلیسا می باشد. این کلیسا در انتهای جاده ای قرار دارد که صرفا برای این کلیسا و یک روستای کوچک ساخته شده است.
کوه خواجه سیستان با معماری شگفت انگیز
"کوه خواجه" با معماری شگفت انگیز در دل کویر ایران در سیستان همچون نگین درخشانی خودنمایی میکند.
کوه خواجه تنها عارضه طبیعی دشت سیستان با ارتفاع تقریبی ۶۰۹متر از سطح دریا است که در هنگام پرآبی جزیره کوچکی را در میان دریاچه هامون شکل میدهد.

کوه خواجه بزرگترین معماری خشتی بر جای مانده از دوره "پارتیان" در منطقه سیستان قرار دارد و یکی از مهمترین آثار دورههای اشکانی، ساسانی- اسلامی است.
این بنا تنها عارضه طبیعی مرتفع در منطقه مسطح سیستان به شمار میرود و در آن کاخ، آتشکده، زیارتگاه خواجه مهدی و قبرستانی از دوران مختلف به یادگار مانده است.
این گدازه بازالیتی ذوزنقهای شکل کوهی است که در حدود ۲۰کیلومتری جنوب غربی زابل و میانه دریاچه هامون قد برافراشته است.

مجموعه کوه خواجه برای نخستین بار در سال ۱۹۱۶توسط "اورل اشتین" باستانشناس معروف انگلیسی شناسایی و کشف شد.
بدنبال آن پروفسور "هرتسفلد" آلمانی طی سالهای ۱۹۲۹ -۱۹۲۵میلادی به جستجو در آثار کوه خواجه پرداخت و حاصل کاوشهای این باستانشناس در کتاب "سکستان، ایران شرق باستان و تاریخ باستانشناسی ایران" آمده است.
۴۰سال قبل هم "گوئلینی" باستانشناس و معمار ایتالیایی کاوشهای محدودی در آثار کوه خواجه انجام داد که نتایج آن را در کتابی با عنوان "معماری ایران و آثار کوه خواجه" منتشر کرد.
از حیث اعتقادی و بر اساس اسطورههای زرتشتی دریاچه هامون مقدس بوده و ظهور منجی (سوشیانت) از این دریاچه اتفاق میافتد.
بنابر باورهای آیین مزدیسنا و اسطورههای پهلوی که بر اساس تعالیم زرتشت تدوین شده است، در پایان هزاره دوازدهم، برای سومین بار از خاندان "بهروز پارسا"، دوشیزهای به آب دریاچه هامون داخل شده و آخرین رهاننده یا "سوشیانت" موسوم به "استوت ارته" از وی زاییده میشود.
به همین لحاظ کوهخواجه نیز تقدس خاصی دارد، سوشیانت به شکلهای مختلف تقریبا در تمام متون زرتشتی و اوستایی از جمله در گاتها، یسنا، سرودههای زرتشت و یشتها مورد اشاره قرار گرفته و شکی نیست که اشو زرتشت در کتاب اوستا به آن اشاره داشته است.

در سال ۱۳۷۰نیز میراث فرهنگی به کار بررسی و نقشهبرداری از آثار کوه خواجه پرداخت و پس از کاوشهای مختلف در سالهای متمادی در این محل ۱۱اثر از دوران تاریخی مختلف کشف شد.
تزیینهای معماری بکار رفته در برخی قلعههای این بنا شباهت به شیوه یونانی دارد، سر ستونهایی به سبک دوریک با پیچهای توماری، تزیینهای دیگری مانند گل کوچک پرپر به صورت نیلوفری (لوتوس)، از هنر هخامنشی اقتباس شده است و بعضی از آنها به هنر بینالنهرین نیز شباهت دارد.
کوه خواجه در میان ادیان سه گانه کهن شامل اسلام، مسحیت و زرتشت ( ایران باستان) از اهمیت و قداست زیادی برخوردار بوده است.
این کوه نام خود را از آرامگاه خواجه مهدی یکی از دوستداران خاندان علوی که مزارش بر فراز این کوه واقع شده، گرفته است.
خواجه غلطان، کوه نور، کوه موعود و کوه باطنی از دیگر عناوینی است که این کوه به آنها نامیده شده است.
این بنا برای مسیحیان نیز مقدس است زیرا که آوردهاند، در زمان تولد حضرت مسیح در بیتالله سه مغ(روحانی) برفراز این کوه ایستاده و نظارهگر نوری که از این پیامبر خدا در هنگام تولد ساطع میشد، بودند و آن سه به مسیح ایمان آوردند.
مقبره خواجه مهدی و قبرستانی که از دوره اسلامی، اتاق پیر گندم دریان و اتاق بیباد در کوه خواجه باقی مانده این بنا را برای مسلمانان نیز مقدس کرده بطوری که در اعیاد مذهبی، ملی و ایام تعطیل زایران برای زیارت به این مکان میآیند. 
از مهمترین آثار بر جای مانده از دوران تاریخی در کوه خواجه "کهن دژ"، "کک کوهزاد" و قلعه"کافران" که برخاسته از تمدن عظیم ساسانی و اشکانی است را میتوان نام برد.
آتشدان، اتاق طواف، رواقهایی با نقاشیهای دیواری زیبا و محلی که گالری نام گرفت به خاطر وجود تعداد زیادی از نقاشیهای دیواری از پرتره پادشاهان ، بزرگان و داستانهای مذهبی با کادر و قابی در اطراف که در تمام نقاط اتاق خودنمایی میکند و حتی تا سقف نیز کشیده شده از جمله آثار مهم کشف شده در کوه خواجه سیستان است.
نقاشی دیواری سه مغ یا سه پادشاه، نقش خدای "اوروس" خدای پیروزی سوار بر اسب، نقش شاه و ملکه و تصاویری از بزرگان پارتی و برج و باروهای قلعه نیز از نقوش اصلی این بنای به جای مانده از تمدن عظیم ایرانی است.
دو نقش برجسته گلی با تصویر سه سوار بر اسب در حال حرکت در پشت هم و دیگری تصویر شیری که یورش برده بسوی فردی که سوار بر اسب است که بوسیله میخهای چوبی به دیوار نصب شده از دیگر آثار بدست آمده از کوه خواجه است.

در کاوشهای انجام شده در کوهخواجه و قلعههای موجود در آن، دیوارهایی با ارتفاع ۴۰متر که با خشت ساخته شده و بیش از یکهزار سال قدمت دارد نیز کشف شدهاند.
روزگاران نه چندان دور دریاچه هامون پر آب بود و کوه خواجه به مانند جزیرهای سربرآورده از میان آبهای این دریاچه از دور خودنمایی میکرد.
آن زمان کوه خواجه و قلعه اشکانی آرام گرفته بر پشته آن خوشبخت بودند.
خوشبخت از آن رو که انسان کمتر میتوانست به آن دسترسی داشته باشد و همه از دور به زیارت این کوه مقدس میپرداختند.
اما به مرور زمان با استمرار خشکسالی و خشکی دریاچه هامون و نیز قهر طبعیت این بنای مهم در آستانه تخریب قرار گرفته است.

با این وجود سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی سیستان و بلوچستان این بنای عظیم را به همراه دو اثر منحصر بفرد دیگر سیستان به نامهای شهر سوخته ( ۳۲۰۰سال قبل از میلاد) و دهانه غلامان ( شهر هخامنشی) برای ثبت در فهرست آثار جهانی به سازمان علمی، فرهنگی، تربیتی و آموزشی ملل متحد (یونسکو) پیشنهاد داده است.
منطقه سیستان با جمعیت ۵۰۰هزار نفر و دو شهرستان زابل و زهک در شمال استان سیستان و بلوچستان قرار دارد.
چغازنبیل
چُغازَنبیل نیایشگاهی باستانیاست که در زمان عیلامی ها و در حدود ۱۲۵۰ پیش از میلاد ساخته شدهاست. چغازنبیل بخش بهجامانده از شهر دور اونتش است.
این سازه در1979 در فهرست میراث جهانی یونسکو جایگرفت.
این نیایشگاه توسط اونتاش گال (پیرامون ۱۲۵۰ پ.م.)، پادشاه بزرگ ایلام باستان، و برای ستایش ایزد اینشوشیناک، نگهبان شهر شوش، ساخته شدهاست.
مکان جغرافیایی زیگورات چغازنبیل در ۴۵ کیلومتری جنوب شهر شوش در نزدیکی منطقه باستانی هفت تپه که از جاده شوش به اهواز قابل دسترسی است، میباشد.
بلندی آغازین آن ۵۲ متر و ۵ طبقه بودهاست. امروزه ارتفاع آن ۲۵ متر و تنها ۲ طبقه و نیم از آن باقی ماندهاست.
«چغازنبیل» که نام باستانی این بنا است، واژهای محلی و مرکب از دو واژه «چُغا» (در زبان لری به معنی «تپه») و زنبیل (به معنی «سبد») است که اشارهای است به مکان معبد که تپه بوده و آن را به زنبیل واژگون تشبیه میکردند. این مکان نزد باستانشناسان به «دور-اونتَش» معروف است که به معنای «دژِ اونتش»» است.
اونتاش گال پادشاه ایلام باستان است که دستور ساخت این شهر مذهبی را دادهاست. بنای چغازنبیل در میانه این شهر واقع شدهاست و مرتفعترین بخش آن است.
این نیایشگاه توسط اونتاش ناپیرش (حدود ۱۲۵۰ پ.م.)، پادشاه بزرگ ایلام باستان، و برای ستایش ایزد اینشوشیناک، الهه نگهبان شهر شوش، ساخته شدهاست. و در حمله سپاه خونریز آشور بانیپال به همراه تمدن ایلامی ویران گردید. سدههای متمادی این بنا در زیر خاک به شکل زنبیلی واژگون مدفون بود تا اینکه به دست رومن گیرشمن فرانسوی در زمان پهلوی دوم از آن خاکبرداری گردید. گرچه خاکبرداری از این بنای محدب متقارن واقع شده در دل دشت صاف موجب تکمیل دانش دنیا نسبت به پیشینه باستانی ایرانیان گردید اما پس از گذشت حدود ۵۰ سال از این کشف، دست عوامل فرساینده طبیعی و بی دفاع گذاشتن این بنا در برابر آنها آسیبهای فراوانی را به این بنای خشتیی- گلی وارد کرده و خصوصا باقیمانده طبقات بالایی را نیز دچار فرسایش شدید کردهاست.
چغازنبیل جزو معدود بناهای ایرانی است که درفهرست آثارمیراث جهانی یونسکو ثبت شدهاست. در بعضی از کتب تاریخی نام قدیمی شوش، چغازنبیل نامیده شدهاست.
تنگه واشی یا تنگه ساواشی
تنگه واشی یا تنگه ساواشی مکانی با جاذبههای گردشگری است که در حدود ۱ کیلومتری شهرستان فیروزکوه قرار گرفته و با داشتن آب و هوای مناسب در تابستانها، میزبان جمعیت کثیری از مسافران و گردشگران میباشد. شاید یکی از جذابترین بخشهای سفر به تنگه واشی حرکت در رودخانهای است که در بین یک دره سنگی قرار دارد. با توجه به نزدیکی تنگه واشی به شهر تهران، امکان مسافرت یک روزه به این منطقه وجود دارد و بخصوص در تابستان هزاران نفر از ساکنین استان تهران و دیگر استانهای اطراف به این منطقه مسافرت میکنند.

در سالهای اخیر، بسیاری از موسسههای توریستی، اقدام به برگزاری تورهای گوناگونی در این منطقه نمودهاند که همین امر باعث افزایش شهرت و معروفیت این منطقه شدهاست.
جغرافیا
تنگه واشی به طول حدود ۳۰۰ متر و با دیوارههای صخرهای بلند به ارتفاع حدود ۱۰۰ متر محل عبور رودخانهای است که از کوههای ساواشی سر چشمه میگیرد و از میان دشت میگذرد. در فصل تابستان که آب به کمترین میزان خود میرسد، عمق آن به حدی است که در برخی نقاط تا زیر زانوی شما را خیس نماید. یکی از مهمترین جذابیتهای این تنگه، همین عبور کل مسیر از میان آب است.

برای رفتن به تنگه ساواشی در کیلومتری ۲ جاده فیروزکوه-تهران، پس از ورود به یک جاده فرعی و طی حدود ۹ کیلومتر روستای جلیز جند نمایان میگردد. این روستا در حاشیه یک دشت سرسبز با مزارع گندم و سیب زمینی و باغات مختلف بنا شدهاست. بعد از عبور از روستا و طی حدود ۴ کیلومتر در جادهای که میان دشت و در کنار جویهای پر از آب زلال، احداث شده، محل پیاده روی تنگه ساوشی شروع میشود.![]()
بعد از عبور از تنگه اول و گذر از دشتی زیبا، تنگه دوم قرار گرفته که حدود ۲ کیلومتر با تنگه اولی فاصله دارد. این تنگه هم مانند تنگه اول چشم نواز است و از دیوارههای سنگی آن در نقاط مختلف چشمههای آب زلال و خنک به سمت پایین روان است. در انتهای این تنگه نیز هیاهوی ریزش آب آبشاری زیبا مسافران را به خود میخواند تا در زیر آبشار و در هوای گرم تابستانه تنی به آب بزنند.
در تنگه واشی گیاه کمیاب باریچه که مصارف مهم صنعتی و دارویی دارد میروید. چیدن باریچه به دلیل کمیابی آن جرم است و پیگرد قانونی دارد.

آثار تاریخی
تنگه واشی علاوه بر طبیعت زیبا، دارای آثار تاریخی زیادی نیز میباشد. یکی از سه کتیبهمعروف دوره قاجار در این تنگه واقع شدهاست. دو کتیبه دیگر در چشمه علی شهر ری و تونل وانا در جاده هراز واقع شدهاند. هر سه این کتیبهها به دستور فتحعلی شاه قاجار حکاکی شدهاست. فتحعلی شاه که دوران پیش از پادشاهی خویش را در شیراز گذرانده بود، با دیدن نقش برجستههای آن دیار، سه نفر به نامهای حجارباشی، نقاش باشی و معمارباشی را مسئول ساخت این سه کتبیه در تهران کرد.
کتیبه واقع در تنگه ساواشی دارای ابعاد شش در هفت متر است که وقایع زمان فتحعلی شاه دور تا دور کتیبه روایت شدهاست. بزرگترین نقش برجسته این کتیبهها، نقش شکارگاه با تصویر اسب، نیزه و شکارهایش است که در اطراف آن میتوان عباس میرزا، علی قلی میرزا، علی نقی میرزا پسران فتحعلی شاه و همچنین نوادگانش را در حال شکار دید. این کتیبه که حدودا ۱۸۵ سالهاست به گونهای در دل کوه حک شده که از بارش باران و تابش آفتاب در امان بودهاست اما صنعت گردشگری به آن آسیب وارد نمودهاست.
غار پرو
غار پَراو (= پر آب) نام غاری در کوه پراو در جنوب شهر کرمانشاه و در میان کوه طاق بستان و کوه بیستون و در جنوب منطقهای به نام میدان پراو که در ۳۰۰ متری پایین قله شیخ علیخان یا قله پراو قرار دارد، غار پرآو که بزرگترین غار عمودی دنیا و دومین اثر طبیعی ملی کرمانشاه است در سال1388 توسط سازمان حفاظت محیط زیست ایران به ثبت رسید.
یکی از ویژگیهای منحصر به فرد غار پراو وجود دهانه آن در ارتفاع سه هزار متری از سطح دریا است که این بالاترین سطح در بین تمام غارهای دنیا میباشد.

موقعیت
غار پَراو در حدود دوازده کیلومتری شمال شرقی کرمانشاه ، در نزدیکی روستای چالابه بر بلندای ۳۰۵۰ متری کوه پراو یکی از بلندترین قلههای (بلندترین قله استان کرمانشاه شاهو است) استان کرمانشاهان (با ارتفاع ۳۳۵۷ متر از سطح دریا) و در کنار میدان جنوبی قله کوه پراو از رشته کوه زاگرسقرار دارد.
مشخصات غار
عمق غار پراو ۷۵۱ متر و طول آن ۱۴۵۴ متر میباشد. تعداد ۲۶ حلقه چاه دارد و عمیقترین چاه ، چاه ۱۶ است ، به عمق ۴۲ متر به علت این که آب جاری شده در غار پراو حاصل ذوب شدن یخچالهای زیر زمینی غار پراو است و همینطور بخاطر ارتفاع بالای این غار برودت آب خیلی زیاد است. (بین ۳-۱ درجه سانتیگراد) و در هیچ کجای غار دما بالاتر از این نیست. بدنه و دیوار سنگی داخل غار بسیار خشن و متخلخل است و این باعث میشود که لباس غارنوردان در حین پیمایش سریعا پاره شود. آب سرد به لباسهای زیر و سطح بدن نفوذ میکند که دشواریهای پیمایش را زیادتر میکند .
حوادث
این غار برای اولین بار در سال 1972 توسط یک گروه غارنورد انگلیسی تا انتها پیمایش شد. اولین تلاش جدی ایرانی ها برای پیمایش غار در سال 1368 توسط کانون کوهنوردان کرمانشاه انجام شد که به دلیل بارش باران و سرازیر شدن آب در غار ناتمام ماند. اما غارنوردان کانون کوهنوردان کرمانشاه بار دیگر در سال 1370 موفق شدند به عنوان اولین گروه ایرانی تا انتهای غار را پیمایش کنند. غار پراو با درجه سختی پیمایش «۵ دی» از دشوارگذرترین غارهای جهان به شمار میرود و تاکنون ۴ نفر از غارنوردان ایرانی با نامهای سعید امینی (سال ۱۳۷۶) ، امیر احمدی ، ویکتوریا کیانی راد (سال ۱۳۸۱) و خلیل عبد نیکویی (۱۳۸۷) در هنگام پیمایش این غار جان خود را از دست دادهاند.فصل بهار و تابستان بهترین موقع غارنوردی میباشد.
در شهریور ماه ۱۳۸۹، در جریان برنامه غارنوردی یک گروه مستقل در غار «پراو»، یکی از اعضای تیم بر اثر سقوط جان خود را از دست می دهد، جریان حادثه به شرح زیر است:
روز شنبه ۲۰ شهریور، تیمی شش نفره از شهرستان کرند غرب کرمانشاه به نام های علی بابائی، پدرام بوچانی، پرهام بوچانی، پرویز بوچانی (پدر پدرام و پرهام )، مادر پدرام و پرهام و شخصی دیگر به جهت بارگذاری غار پراو به میدان و پناهگاه پراو عزیمت می کنند.
در این پیمایش متاسفانه به دلیل استفاده از یک طناب پوسیده، پدرام بوچانی در هنگام فرود از چاه شمارهی ۸، با پاره شدن طناب، به پایین سقوط میکند و جان میبازد.
تابحال ۵ نفر در هنگام فرود و یا در حال بازگشت به دهانهی غار جان خود را در پراو از دست دادهاند.
غار قندیل های سنگی
اگر اهل غارنوردی حرفه ای هستید و تا به حال غار امجک را از نزدیک ندیده اید، توصیه می کنیم پیش از آنکه هوا سرد و برفی شود سری به ارتفاعات استان مرکزی بزنید و گشت و گذار در این غار دشوار را هم امتحان کنید.

این غار که مدت زیادی از کشف آن نمی گذرد اولین بار در سال 1372 مورد بررسی قرار گرفت. در آن زمان مسعود شاهوردی، کوهنورد پیشکسوت و مسئول بانک کشاورزی آشتیان اعلام کرد که بومیان تفرشی غاری در منطقه امجک پیدا کرده اند که ورود به آن نیاز به ابزارهای حرفه ای غارنوردی دارد. بعد از آن یک تیم کوهنوردی با وسایل کامل فنی به منطقه وارد شد و شروع به شناسایی غار کرد.

غار امجک در ارتفاعات کوه امجک و در فاصله 63 کیلومتری شمال غربی تفرش قرار دارد. جایی در ارتفاع 1900 متری از سطح دریا و در نزدیکی دره سلطان امجک و به دلیل دشواری مسیر و سختی دسترسی به قسمت های مختلف آن، تا به حال بکر و دست نخورده باقی مانده است.

در زیر کوه امجک چشمهای جاری است که از سقف آهکی غار چکه می کند. این چکه ها در گذر زمان دو قندیل بزرگ را به وجود آورده اند که از سقف آویزان است و مردم محلی به همین دلیل نام این غار را امجک گذاشته اند.

ورودی غار دیوارهای به طول 12 متر دارد که برای ورود به آن باید ابزارهای حرفه ای غارنوردی را همراه داشته باشید. اما از این ورودی به بعد، بومیان محل نردبانی 10متری ساخته اند که می تواند در عبور و مرور به شما کمک کند. بعد از فرود، منطقه استلاگیتها و استلاکمیتها قرار دارد که شاید بکرترین بخش غار باشد و بعد از دهلیزی با حوض پر آب به چشم می خورد.

این در حالی است که دو دیواره به ارتفاع 7 متر و 2 متر در مسیر شما خواهد بود که در انتهای آنها راهرویی با مجموعه ای از گلفشنگهای سقف و دیوار، شما را به زیستگاه خفاشان می رساند.

بهترین راه برای رسیدن به کوه امجک و غار بکر و دست نخورده آن، سفر به روستای احمدآباد در شمال غرب تفرش است و از آنجا به بعد، بومیان منطقه راهنمای خوبی برای شما خواهند بود.
قدیمی ترین گنبد آجری در ایران
فارس، سروستان، نظرآباد... این مستقیم ترین مسیری است که شما را به یک بنای شگفت انگیز و دیدنی در جنوب سروستان می رساند. بنایی به جا مانده از دوران ساسانی که قدیمی ترین گنبد آجری ایران را برخود دارد و روزگاری اقامتگاه شکاری بهرام گور به شمار می رفت.
کاخ سروستان را باید در 9 کیلومتری جنوب شهر سروستان و نزدیکی روستای نظرآباد ببینید. مجموعه ای 25 هکتاری که از سنگ و گچ ساخته شده و نسبت به تمام معماری های ساسانی، شیوه ساخت پیچیده تر و متفاوت تری دارد.
کاخ سروستان در گذشته یک چهار باغ ساسانی بوده که کوشک شکارگاهی آن در مرکز باغها و معبد آناهیتا در گوشهای از پردیس قرار داشته است.

اگر گذارتان به این کاخ بیفتد، یک ایوان ورودی و یک گنبد در مرکز و حیاطی را خواهید دید که ظاهرا در گذشته وسیع تر بوده اند. کارشناسان و باستانشناسان در آخرین بررسیها و کاوشهایی که در مجموعه کاخ سروستان انجام دادهاند بخشهایی از حصار و دیوارهای این مجموعه باستانی را کشف کردند که نشان می داد وسعت این مجموعه در گذشته 30 هکتار بوده است و در گذر زمان با تخریب بخش هایی از کاخ، از محدوده آن کاسته شده است.

ابعاد تقریبی کاخ 43 در 37 متر است و نمای اصلی آن رو به جنوب غربی ساخته شده است. با 3 ایوان که در پشت ایوان مرکزی شان یک تالار مربع شکل با سقف گنبدی آجری قرار دارد و از چهار جهت به مسیرهای جدیدی دسترسی پیدا می کند.

باستان شناسان عمر این بنا را به قرن پنجم نسبت می دهند. این کاخ یک میان سرا دارد که در اطراف آن فضاهای مختلفی تعبیه شده است. نشیمن این میانسرا اتاق چهارگوشی با پوشش گنبدی است که از سویی به میانسرا و از سوی دیگر به باغ ساختمان راه دارد. این گنبدخانه به تالاری طولانی در سمت راست خود می رسد که به نام «سفره خانه» معروف است و در کنار دیوارهای طولی آن ستون هایی جفتی کار شده است.

در انتهای این راهرو، اتاق «بزمگاه» قرار دارد که در نیم طبقه بالای آن نوازندگان برای شاه مجلس بزم برپا می کرده اند. طبقه زیرین بزم گاه هم به آبدارخانه راه دارد.
غارنگاری در 12هزار سال پیش
لرستان را باید به سمت 30کیلومتری کوهدشت ترک کنید تا در میانه کوه های سرسرخین، یکی از شگفت انگیزترین غارهای کشور را ببینید. غار میرملاس با نقاشیها و نگارههای باستانی اش یکی از ارزشمندترین غارهای کشور به شمار می رود.
غار میرملاس اولین غار کشور است که باستان شناسان روی دیوارهای آن نگارههای رنگی را پیدا کردند. دیوارههای جنوبی و شمالی این غار پوشیده از تصاویری است که از دوران پیش از میلاد به یادگار مانده اند؛ تصاویری از رزم، شکار، انسان و حیوانات با رنگهای قرمز و سیاه و زرد که اندازه های آنها بین 10 تا 30سانتی متر متغیر است.

کارشناسان سازمان میراث فرهنگی معتقدند که عمر این سنگنگارهها به هزاره دهم قبل از میلاد یعنی بیشتر از 12هزار سال قبل میرسد. این سنگ نگاره ها که از نظر ارزش در ردیف تصاویر غارهای کرکس و لاسکو در فرانسه قرار دارند، بدون هیچ پوشش و محافظی سال هاست که روی تن غار نشسته اند و در معرض نابودی کامل قرار دارند.

ورودی غار میر ملاس به علت ریزش طبقات بالاتر غار مسدود شده است. نقوش دیواره سفید ایوان غار توسط عوامل انسانی و طبیعت به شدت مخدوش شده و به سختی قابل مشاهدهاند. ارتفاع این دیواره از سطح زمین بیش از 500 متر است که برای رسیدن به آن باید از لا به لای درختان بلوط به هم فشرده و شیب تند و طولانی بگذرید. دامنه طولی این دیوار هم به بیش از 200 متر می رسد.

اگر گذارتان به غار میرملاس افتاد یادتان باشد این غار هم مثل تمام غارهای باستانی کشور یادگاری است که مردم تاریخ محافظت از آن را به عهده شما گذاشته اند.




نظرات ()

.jpg)
